من در افغانستان هستم؛ جایی شبیه یک چاه عمیق و تاریک. آرزو دارم نهتنها مریم، بلکه همه دختران از این سیاهچاله بیرون بیایند. در این چهار سال، اگر نهادهای آموزشی بیرون از افغانستان بر دختران افغانستان معیارهای سختگیرانه نمیگذاشتند، بسیاری از دختران میتوانستند به تحصیل خود ادامه دهند. اگر هر سال حتا یک دختر به این مراکز راه پیدا کند، میتوان از نسلکشی رویاهایمان و نابودی زندهگی دختران جلوگیری کرد. این راهحل منطقیای است که به ذهنم میرسد. بیایید دستبهدست هم بدهیم تا دختران را از این شرایط خفهکننده نجات دهیم.